التیام شماره 2

رفتیم بیرون با دو تا نره خر دیگه،جلوی رستوران نشستیم رستورانم آهنگ مازیار فلاحی گذاشته،تو آدمای دور و برم متوجه دختر 13،14 ساله ای میشم که با دو تا دختر دیگه پشت پیشخون ان،داره با راکت بدمینتونش عین دیوونه ها گیتار میزنه،نگاهمون تلاقی میکنه یه کم خجالت میکشه و منم قهقهه

بعد از چن ثانیه که دست از کارش برداشته دوباره میبینم که جو گیر شده داره میزنه با خنده نگام میکنه،نا کس با اون سنش خیلی بلا بود

پ ن:عاشق این دیوونه بازیا هستم مخصوصا تخس بازی پررو بازیی خلاصه یکی که جلوت کم نیاره و مثل این دختر امروزیا ناز نکنه و زرتی نزنه زیر گریه،حیف که گیتاریست مذکور کوچول موچول بود سنش به ما نمی خورد وگرنه خانم خونه خوبی از آب دی میومد

/ 3 نظر / 22 بازدید
خانم صفر

خب ببين خواهر بزرگتر نداره ؟ :دي

سوگند

سلام باحال بود همهی نوشته هات مرسی که مبلاگ منم سر زدی عزیزم موفق باشی

فانوس سوخته

در این جور مواقع وجود زودپز برای اون و فریزر برای شما اختراعات مناسبی به نظر می آیند